بگمانم بخشی از وجودم مرده ، از درونم صدای شیون به پاست که مرا میترساند و از بیرون سکوتی کسالت بار حاکم است.یادم هست آن زمان که بین بحث یک طرفهیمان فریاد زدی : تنهاا سلاحه تو سکوت است . باورت بشود یا نه حالا این سلاح را به سمت خودم گرفتهام و بیدرنگ شلیک میکنم .
