میشه خواهش کنم منت بزارینبرام دعا کنین؟
iri@Aghigh24 فروردین 1405دوباره پر شده از عطر گیسویت شبستانمدوباره عطر گیسویت؛ چقدر امشب پریشانم کنارت چای می نوشم به قدر یک غزل خواندنبه قدری که نفس تازه کنم؛ خیلی نمی مانمکتاب کهنه ای هستم پر از اندوه یا شایددرختی خسته در اعماق جنگل های گیلانمرها، بی شیله پیله، روستایی، ساده ی سادهدوبیتی های باباطاهرم عریان عریانم