گفت من سالها نگران جان آقا بودم، روزی شهیدی به خوابم اومد و شماره ردیف و قطعه قبرش رو بهم گفت و پرسید چرا نگران آقای خامنهای هستی؟نگران نباش من خودم محافظش هستم. اول توجه نکردم تا دوباره همون خواب تکرار شد. اومدم همون ردیف و قطعهی بهشت زهرا و دقیقاً همان چهره رو روی قبر دیدم
