من حسینی که به رنج دیدگان اهتمام نورزد نمیشناسم.به حسینی که شهیدِ گریه مینامندش ایمان ندارم.من به گریه و زاری برای سبک شدن و تخلیه هیجان و ناراحتی ایمان ندارم.ایمان من این است که امکان ندارد امام حسین جز برای احقاق حق کشته شده باشد. مگر او نبود که میفرمود:
«آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل پرهیز نمیشود ؟ جا دارد مومن دیدار خدا را آرزو کند.»مگر او نبود که میفرمود:«من از سر شادی و سرمستی و تباهکاری و ستمگری قیام نکردم ، بلکه برای اصلاح امت جدم به پا خاستم و میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.»
مگر او نبود که بارها و با عبارت های مختلف میفرمود:«من مرگ را جز خوشبختی و زندگی با ستمگران را جز مایه دلتنگی نمیدانم»مگر اینها سخنان امام حسین نیست؟!حال چه شده است که ما جهاد را از دین جدا کرده ایم؟چرا نماز خواندن برای خدا و اهتمام به وضع رنجدیدگان و ستمدیدگان را از یکدیگر جدا میدانیم؟مگر نه
اینکه قرآن میگوید:«أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ.فَذَٰلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ.وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِینِ»آیا كسی كه همواره روز جزا را انكار میكند، دیدی؟این همان که یتیم را به خشونت و جفا از خود میرانَد و به خوراک دادن به بینوا ترغیب نمیکند؟امام موسی صدر - دی۱۳۵۳
12:25 - 16 July 2024