#کتاب_نوش🍁#پویش_کتابخوانی🍁#معرفی_کتاب🍁 راوی داستان که از آموزگاری به تنگ آمده است، برای آسودگی خود و داشتن درآمد بیشتر و بی دردسر به مدیری دبستان رو می آورد، بی آنکه بداند چه دردسرهایی در پی خواهد داشت📙 This post was deleted by the post author.
مدیر که خود را هیچکاره می داند آمده تا گوشه ای آرام در دفترش از گچ خوردن و کارآموزگاری خود را برهاند،با سختی سرپرستی«یک ناظم و هفت تا معلم و دویست و سی و پنج تا شاگرد»روبرو می شود.پس همه توان خود را به کار می گیرد تا کمبودها و نارساییها را به گونه ای سروسامان دهداما یکباره میخواهد که استعفا بدهد📔
23:15 - 2 May 2025