iriPinned post
@Dr_hajmirza15 June 2026در هیاهوی کاغذهای بی اعتبار و امضاهایی که مرکبشان پیش از خشک شدن میپرند، باز ماهِ سرخ از راه میرسد تا زخم نیزه های کهنه را تازه کند. پیر خیمه اما ایستاده است، نه برای بیعتِ فرداها که برای تماشای صفِ عهدشکنانی که هر صبح، دست در دستِ شمشیرهای زهرآلود، "مثلی لایبایع مثلک" را در گوش تاریخ زمزمه میکنند.
@Dr_hajmirza15 June 2026گویا تقدیر ما، فاصله گرفتن از قافله فهم است، درست از همان شب قدری که قدر ندیدندش.
@Dr_hajmirza15 June 2026# چرا یالثارات# رابطه قیام مختار و سایر مبارزات در حوالی نزدیک زمانی به فاجعه کربلا# حاج مختار و سپس حاج رضوان شهید عماد مغنیه#تلفیق استراتژی شهید مغنیه با قیام مختار ثقفی و آثاریحقیر با اذن الهی به نگارش 5000 لغت تقریبا دراین باره نمودم.امیداست بتوانم تقدیم کنم. که شایسته بزرگان باشد.ارادت
@Dr_hajmirza14 May 2026#اندربیانِ:خالی بودن دست و دل و دِمآغِ ما در نگاشتن یا سرودن چکامه ای که جایش بسا خالی است میان سینه های دردمند واکنون که نه گاه گاهی بل دمادم دلگیری انیس اوست...سکوت زبان ای پایان ناپذیر است وقتی چشم ها به دور دستی محصور در اتاق خانه و حتی تخیلی در فکر هم بسنده می یابد...رهنوردی گمشده
@Dr_hajmirza9 May 2026گاهگاهی دل من میگیردبیشتر «تنگ غروب»؛ آن زمانی که خدا نیز پر از تنهائی است و «اذان» در پیش استمن «وضو» خواهم ساختز خدا خواهم خواستکه امامم مهدینشود هیچ زمانی «تنها»تو انیس دل تنهایش باشتا دلش پر ز خوشیها باشدفرجش را برسانتا همه اهل زمین…Show more
@Dr_hajmirza9 May 2026#حقوقدانان ما #چه میکنند؟#https://rubika.ir/jedaaltv/BHACFEDGBADEEJDJ#دکترفوادایزدیحقوق#دریاهاحقوق#دریاییتخصص و تعهد در حقوق بین المل و شاخص های حداقلی برای عناوین پرطمطراقدسترسی برای افراد متخصص حتی با گرفتن تعهد به هوش مصنوعی و امکانات بروز اینترنتتا بستر های داخلی برای نسل بعدآماده شود.
@Dr_hajmirza26 April 2026به مکه مرو ...گرد بتخانه مچرخبه مکه مرو این حج امضایی اسلام و یا سفر حسین بن علی نیست .. کاش می شد که درست بگویم لکن شرح این راه طولانی که هرقدمش جز وحشتی نمی افزاید و حکایت ای وای بر اسیری در دردام مانده و صیاد رفته است .را متبادر می کند در جان ای که به حداقل رسیده است را به ذهن متبادر می کند.
@Dr_hajmirza26 April 2026ونمی دانی که چه دردی دارد و چه رنجی و عذابی ، خنجر از پشت بدست عزیزان خوردن...راستی! واقعا تحمل اینکه روحت قلم باشد و از دلتنگی به آرزوی مرگ با تیغ های ناجوانمردانه واز زهر آنها درد نکشی و نهایتا مانند یک تکه سنگ بودن...ظاهرا لبخند بزنی درحالیکه روحت را به هر وسیله ای بخراشندمدام با فکر و روحت