ز اعماقِ قرون از بین جمعیت تو را دیدیمتو هم ای ناز مطلق! از همان بالا ببین ما را...🤍
@Fatemeh78803 June 2026ز اعماقِ قرون از بین جمعیت تو را دیدیمتو هم ای ناز مطلق! از همان بالا ببین ما را...🤍
@Fatemeh78801 June 2026انقدر دلتنگی و آشفتگی و اضطراب روزها و ساعتهام رو پر کردن که برای هرکار دیگهای زمان کم میارم.
@Fatemeh788027 May 2026صحبت از وصل شدن اینترنت بینالملله و چیزی که من رو غمگین میکنه اینه که ما حتا از اینترنت آزاد تصور کاملی هم دیگه نداریم.آزادترین اینترنتمون در چندسال اخیر، امکانِ دسترسیِ رایگان داشتن به ویپیان و پروکسیها بوده..
@Fatemeh788011 May 2026من و تو، صاحبِ عمیقترین زخمهای همدیگه و البته صاحبِ بزرگترین مرهمهای همیم.
@Fatemeh78809 May 2026ولی خاکتو با او مهربان باش.اگر آتش با او مهربان نبود. اگر زندگی، اگر مرگ با او مهربان نبود؛ اگر انسانهای دیگر با او مهربان نبودند؛خاک، تو با او مهربان باش...چالش تموم شد
@Fatemeh78809 May 2026توان بحث کردن با آدما رو ندارم و بعد از چند پیام انرژیام به قدری کم میشه که میخوام بمیرم. «بله حق با شماست. با همهی شما.»
@Fatemeh78808 May 2026وسطِ تاریکیِ اینروزا و بعد از نزدیک به یکسال بیکاری، روز اولِ کاریام خوب بود و بچهها هنوز هم روشنم میدارند. خدایا خیلی ممنون.⭐
@Fatemeh78804 May 2026مغزِ درحالِ انفجارم رو آهستگی و تمرکزی که آشپزی کردن داره نجات میده. البته ممکنه تو خیلی از فعالیتهای دیگه _بهجز آشپزی_ هم این تمرکز به آروم گرفتنِ افکار کمک بکنه، ولی شما بگین بعد از کدومشون مثلاً یه بشقابِ بزرگ کشک و بادمجون داری؟ یا مثلاً یه ظرفِ تمومنشدنی لازانیا؟ پس آشپزی نجاتدهندهست.
@Fatemeh78802 May 2026روزِ معلم تا آخر عمر قراره قلبمون رو به درد بیاره.همونقدر که دیدن مدرسهها، همونقدر که دیدن کولهپشتیها، همونقدر که روزِ کودک... روزِ دانشآموز.
@Fatemeh788030 April 2026من امشب ناامید میشم و میدونم خورشید که طلوع کنه، بازم امیدم رو جایی از خونه پیدا میکنم.زیر سفرهی صبحانه، لابهلای تاهای پتو، توی کمدی که مسواکم رو از داخلش برمیدارم یا بین صفحهی پنجاه و شش و هفت کتابی که دارم میخونم. مهم نیست اینبار کجا پنهون شده، من به هرحال یکبار دیگه پیداش میکنم.
@Fatemeh788029 April 2026دارم رفتهرفته تبدیل به آدمی میشوم که به فکر کردن فکر میکند. حالا فکر کردن برای من عادت شده. هدف شده. همهاش دلم میخواهد بنشینم و فکر کنم. مهم نیست که دستهام به چه کاری مشغولند._عباس معروفی
@Fatemeh788028 April 2026چشمهام رو میبندم و آرزو میکنم زورم به دشواریِ اینروزهات برسه. که بتونم نجاتت بدم؛ چشمهام رو باز میکنم و "به ناتوانیِ این دستهای سیمانی" خیره میشم...وقتی نمیتونم برات کاری بکنم چقدر مضحک و مستأصلم.
@Fatemeh788027 April 2026یه شب بعد از اینکه با کیلومترها فاصله، اما برای یه درد مشترک کلی وقت گریه کردیم پرسیدم:«دیدی شمع رو که روشن میکنن، اشکش رو میریزن توی ظرف تا جاش رو محکم کنن؟بعد از اینهمه که دنیا ما رو کج گرفت و قطرهقطره باریدیم، این اشکها جای پامون رو محکم میکنن؟»
@Fatemeh788025 April 2026عزیزانم اینکه بهمون میگن ملتِ مبعوث شده معنیاش این نیست که جدی جدی پیامبریم. ما برای نظر دادن دربارهی موضوعات مختلف به تخصص نیاز داریم و یکی از بهترین کارهایی که میتونیم بکنیم اینه که صحبتهای رهبر شهید و آقا مجتبی رو مطالعه کنیم که مسیر رو برامون شفاف میکنن. یکبار، دوبار، هزاربار بخونیم..
@Fatemeh788024 April 2026اگر کسی بپرسه تو چی مهارت داری؟ بهش میگم تو خوشحال شدن از چیزای کوچیک.
@Fatemeh788023 April 2026من رو ولی اغلب اوقات اینکه وقتی بیرون از خونه هستم کسی داخل خونه منتظرم نیست و وقتی به خونه میرسم با سکوت و تاریکی مواجه میشم خوشحال میکنه.