قلم ها بالا ! 🖋📜
- غم آلوده ای برای شکلات فلفلی !باز خُرداد آمد همراه طوفان هایبنفش بی پایانش سنگریزه های رنج ته نشین شده در قلبم را به حرکت در میآورد ؛ آن ها را با بی رحمی به سمت ریه ها پرتاب میکند و تنفسم را مُختل .نمیدانم این طوفان حقیقتاً بلای کدامتان استسیاست های خون پایمال کُن یا قصاوت قلب تو ؛
Replying toاز وقتی شروع به دوست داشتن تو کردهام،تمام پیکرهٔ احساسِ کائنات رنگی دگر گرفته است؛دریا صورتی، کوه قرمز، جنگل آبی و طوفان بنفش شده است.دوست داشتنِ تو رنگی دیگر به زندگیام زده؛رنگی که فقط عاشقان با آن آشنایند.دوستت دارم معشوقِ به رنگها آغشتهٔ من...