Mohmad (:Sina ( standby) B
1007
Mohmad (:Sina ( standby) B
@I_Trigger_MEB
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ
وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ
وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن
(علاقه مند به تاریخ)
تهران
https://www.aparat.com/I.Trigger.MEB
iri
Joined May 2026
Born 17 June
515
Following
301
Followers
Showcase
posts
reposts
Replies
Multimedia
Reactions
همینجوری
همینجوری
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها به بویِ نافهای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم جَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید که سالِک بیخبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزلها شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها؟ همهْ کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر نهان کِی مانَد آن رازی کَزو سازند مَحفلها؟ حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها
از تو دمی اجازهی صحبت گرفتهام وین صید، با کمند محبّت گرفتهام در جنگ سرنوشت، دمی صحبت تو را از چنگ روزگار، غنیمت گرفتهام تا روزهای آخر پاییز زندهام؛ از مرگ تا زمستان مهلت گرفتهام فرسوده مانده در صف دلگیر روزها، گویى برای مردن نوبت گرفتهام چون تن دهم دوباره به ظلمت؟ منی که تیغ با یاری تو از کف ظلمت گرفتهام تا از توام جدا نکند زندگی، مدام دست دعا به سوی اجابت گرفتهام بس روز و شب که بی تو به فترت گذشته است؛ کامروز دامنت به ندامت گرفتهام پیشِ منی هنوز، که از فکر رفتنت چون لشکرِ شکسته، هزیمت گرفتهام خالیست بیتو زندگیام، کز همه جهان عشق تو را گزیده و عزلت گرفتهام تا درخور جدایی تو شکوه سر کنم این ناله را ز نی به امانت گرفتهام #حسين_منزوى @chaameghazal
⛵️