در عمق تفکرشان لجنی بیش نیست . و نیستی بهتر از هست آنان . در این مسیر به گروهی برخوردم که حیواناتی پوشالی اند که میدانند چیستندونمیدانند که چقدر بد و پست اند . خواری وزبونی را به جان خریدند و بیجانی را هم خیلی وقت از وداع گفته و به سرزمینی پا گذاشته اند که ادبیات در آن جای ندارد . پس به غیر ادب رفته
و هیچوقت از این زندان بی فهمی برون نخواند رفت . تا بدان جایی که کلام اجازه میداد میشد . ولی حال به چه چیزی پناه میبرید . چیزی که پست و زبون است . شما حتی لیاقت توصیف با زبان را از خویش صلب نموده اید . حیواناتی که پوشالی اند .
فکر را فروخته و شهوت را خریده اید . با دری گرابها رفته و مردار خوکی نجس بغل گرفته اید به خیالتان حسابی در کار نیست . از کجا میدانید و شاید هم نمیدانید . اما خاک تیره است . و پاک است .و حذفتان میکند آنچه به آن دل بسته اید .نوشته شده از دکتری که داشت رانندگی میکرد . من نگفتم . از دیگری حالا
04:16 - 26 March 2026