میگفت عربهای عراقـی وقتی از همهچیزو همهکس خسته میشن،وقتـی زندگی بهشون سخت میگیرهو تیره و تار میشه،وقتی همهچیز ناممـکن میشه و امیدی نیست،میرن روبهرویِ حرم حضرت عباس وایمیستن،انگشت اشارهشون رو تکون میدن میگن:«أَنـتَ عَبـّاس!»
ولی کاش یک استادی پیدا میکردم که چند جلسه در هفته باهاش اندیشه رهبری ، استاد صفایی حائری ، علی شریعتی و... رو درک کنم :)))پ.ن : تا به حال همچین دوره یا فضایی برای سن پونزده تا هیجده سال دیدید که معرفی کنید ؟!
اون کساییکه سکوت میکننو یا نواقص رو توجیه میکننو «اشکالات رو نگفتن» و«منتقد نبودن» و «لالبودن» رو انقلابیگری میدونن، احمقن. استدلال علی صفایی حائری اینه...