همچو نی مینالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با هر داغ پیدا ساختمسوختم از داغ ناپیدای دلهمچو موجم یک نفس آرام نیستبس که طوفانزا بود دریای دلدل اگر از من گریزد وای منغم اگر از دل گریزد وای دل ما ز رسوایی بلند آوازهایمنامور شد هر که شد رسوای دل