برای خرمشهر که قلب ایران است و دزفول که کوه را شرمنده کرد؛ نامه ای به وسعت یک تاریخ دلدادگی و مقاومتامروز سوم خرداد است. روزی که تقویم ها در برابر عظمت آن سر تعظیم فرود می آورند و عقربه های زمان برای لحظه ای به احترام خون های پاک ریخته شده از حرکت می ایستند.
قلم در دست می گیرم تا با کنکاش در عمیق ترین لایه های احساس و تاریخ بنویسم. می نویسم برای دو کهکشان بی کران از پایداری ایران زمین؛ برای خاکی که هنوز هم اگر گوش جان به آن بسپاری صدای تپش قلب هزاران جوان عاشق و طنین گام های استوارشان را از لا به لای ذرات داغ آن می شنوی.
این یک متن ساده نیست؛ این مرثیه ای حماسی برای روز های سخت امتحان است. ای خرمشهر ای خونین شهر قصه پر غصه و پر افتخار ما. تو تنها یک نقطه روی نقشه جغرافیای ما نیستی. تو قلب تپنده و سینه ستبر ایران هستی که سی و چهار روز با دست خالی در برابر طوفانی از آهن و آتش و کینه ایستادگی کرد.
هنوز هم در کوچه پس کوچه های کوت شیخ در امتداد خیابان طالقانی و در حوالی پل نو بوی خون و باروت به مشام می رسد. هنوز می توان رد پوتین های پاره پاره مدافعانی را دید که با کمترین تجهیزات در برابر زره پوش های سنگین سینه سپر کردند.
22:57 - 24 May 2026