iriPinned post
@Mrs_emi4 خرداد 1405[ چای اش را تمام کرد و گفت : چطور انقدر خوب دیگران را دلداری می دهی ؟ خندیدم و گفتم : حرف هایی را میزنم ؛ که دوست داشتم دیگران به من بگویند . ]
@Mrs_emi20 اردیبهشت 1405اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من،دل من داند و من دانم و دل داند و من،خاک من گل شود و گل شکفد از گل منتا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من . . 🌱
@Mrs_emi20 اردیبهشت 1405به قول شاملو:«عشق من کودک بمان، دنیا مدادرنگی است،بهترین نقاش باشی باز رنگت میکند 🎨◟ 🤎 :))!
@Mrs_emi16 اردیبهشت 1405بر من ببخش،گاهی چنان دوست دارمت؛کز یاد میبرم که مرا برده ای ز یاد...:)
@Mrs_emi14 اردیبهشت 1405حالا من نگفتم دوست دارم...تو پیش خودت نگفتی چرا نمیتونه تو چشام نگا کنه؟This post was deleted by the post author.
@Mrs_emi14 اردیبهشت 1405خردادی ام و خوش رفتار،ولی فقط واسه تو...شهریوری ام و وفادار ،به همه ی اصول اخلاقی...
@Mrs_emi14 اردیبهشت 1405اینروزهاآنقدرفریادهایمرادرونخودریختهام ؛کهاگربهچشمانمزلبزنیکَرمیشوی ..
@Mrs_emi14 اردیبهشت 1405خیالِبودنتبهوسعتِیكکتابشد ؛ اما اندوهنبودنتدریكجملهخلاصهمیشود
@Mrs_emi13 اردیبهشت 1405لااقل ب اندازهی ی توضیح میموندی:)لااقل اندازه یه لیوان چایی میموندی.