بچه"تر"! که بودم، همیشه کتابی توی قفسهٔ #اشعار بود که نمیتونستم اسمش رو درست بخونم؛ چند مُدل میخوندمش اما نمیدونستم کدوم درسته! تا مدتها فکر میکردم اسمِ کتاب اینه:«ای اشکها بَر یزید!»
امروز که برای ولادت حضرت رسول به اشعار استاد «حِسان» تمسک جوییدم، تمامِ آن مشغولیتهای ذهنیِ بچگیام مرور شد.اما اینبار افکار کودکیام رو تصدیق کردم؛با خودم گفتم: مگر اشکی داریم که بَریَزید زمانه نریزد؟! اگر هم باشد، اشکِ "سکولار" است!
اشکِ واقعی و دینی و هدفمند، اشکی است که گلوله شود و بَر سر مستکبرین عالَم سرازیر شود.انشاءالله که اشکها و دعاهایمان در این روزگار، فِشنگی باشد برای پُر شدن سلاحهای فرزندان حسینبنعلی در #لبنان❤️😊