چه تنها بودی شبی که بالاخره دست از خیال او هم برداشتیو میدانستی این احتمالا آخرین شانس تو برای دوباره سرخ تپیدن دل سیاهت بود ...
Haamim - Man
TeL: @AhngQoflim
@theMaria28 اردیبهشت 1405در انتظار،چشمها آیندهای نیامدنی را میکاود.چشم از نگاه کردن و ندیدن خاموش میشود،دلش سرد میشود، اما باز نگاه میکند....#روزها_در_راهPartAmirabbas Golab
@theMaria17 اردیبهشت 1405من به زندگی کردن رضایت دادم به خاطر برگ ها و به خاطر دوستانم سگ ها و گربه ها و به خاطر چند عشق ِ زود گذر من به زندگی کردن رضایت دارم به خاطر تماشای لحظه ها…#بیژن_جلالی
@theMaria13 اردیبهشت 1405پس از انکهانزوای من به پایان رسید.من مسافر کجا خواهم بود؟#احمدرضا_احمدی
@theMaria12 اردیبهشت 1405در این مدت زندگی به گونه ای سپری شده که می توانم سالها بدون آنکه هیچ اتفاق غم انگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.#داستایفسکی
@theMaria26 فروردین 1405ماریا وقتی از همه چیز خسته شده ای یک واژه ی بسیار زیبا وجود دارد،هیچ.به هیچ فکر کن...#عقاید_یک_دلقک
@theMaria20 فروردین 1405و او آنقدر ...باران را دوست داشتکه من آرزو داشتم همه عمر ابری بودمبر فراز خانه اش ...!#محمد_شیرین_زادهMongeHeydoo Hedayati
@theMaria18 فروردین 1405فضای سینه مزار هزار امّید است؛ که خفته است به هر گوشهای تمنایی...#شفایی_اصفهانی
@theMaria16 فروردین 1405من در رویای خود،دنیایی را میبینم که در آن هیچ انسانی،انسان دیگر را خوار نمیشمارد.زمین از عشق و دوستی سرشار است،و صلح و آرامش، گذرگاههایش را میآراید.#لنگستون_هیوز
@theMaria15 فروردین 1405گوید: دیدارمان کِی؟ میگویم: یک سال و یک #جنگ دیگر... میگوید: کِی #پایان_جنگ است؟ میگویم: وقتِ دیدار ما!...#محمود_درویش
@theMaria11 فروردین 1405بر فرو رفتگی های این سنگدست بکشو قرن هاعبور رودخانه را حس کن!سنگ هاسخت عاشق می شونداما فراموش نمى کنند!#گروس_عبدالملكيان
@theMaria9 فروردین 1405در شعرهای منممكن است ماه، راه شود،و كوه، دريا.اما درد،كماكان همان است كه بود.#علیرضا_روشن
@theMaria8 فروردین 1405هرگاه به کوه های البرز مینگرم یا در دشت های ایران قدم میزنم ، گویی روح این سرزمین با من سخن میگوید.این خاک ، نه تنها خانه ماست ، بلکه شعری است که خداوند در آن سروده ...#محمد_علی_فروغی