بیا بریم سراغ سمند، این شاهکارِ بینظیرِ جادههای ایران!سمند رو میشه گفت پدربزرگِ خوشقلبِ خیابونهاست؛ اونقدر قدیمی که توی کارتماشینش نوشته «تولید: عصر حجر»! ولی این ماشین یه شخصیت خاص داره:· امکاناتش؟ شیشههای برقیاش اونقدر کند بالا میرن که میتونی یه قهوه درست کنی برسی پایین!
سیستم صوتیاش با کاست کار میکنه و اگه بلوتوث میخوای، باید با ضبطکنندهی گوشیت وصل شی! گرمکن صندلی؟ نه عزیزم، گرمکن طبیعیه؛ بعد ۲۰ دقیقه رانندگی موتور اونقدر داغ میکنه که صندلی اتومات گرم میشه!قابلیت تاکسی شدن ذاتیشه؛ یه سمند رو بذاری کنار خیابون، مسافر سوار میشه حتی اگه پلاک شخصی داشته باشه!
افسانهی تکرارنشدنیاش اینه که قطعاتش رو از سه قاره میآوردن: موتور از انگلستان (باواریا که هیچ، اون قدیمیا!)، گیربکس از ژاپن، و بدنه از ایران خودرو! یعنی تو داری با یه ماشینِ سازمان ملل رانندگی میکنی!
یه بار یه سمند ۲۰ ساله رو ۴۰ تا آجر بار کردن، رفت کوه و برگشت؛ اون روز بود که فهمیدیم سمند نه ماشین که شترِ دوکوهانهست!قابلیت دوامش هم افسانهست؛ یه سمند میتونه با روغن موتورِ سرخکرده و ضدّیخِ آبلیمو هم برونه! مردم میگن اگه قیامت بشه، فقط سوسکها و سمندها میمونن!
خلاصه اینکه سمند مثل اون پیرمردِ ننهسرمادیدهست که از هر پنچری یه داستان داره، از هر صدای موتورش یه خاطره، و از هر بوقِ خرابش یه نوای نوستالژیک. شاید قشنگ نباشه، ولی مثل خونهی مادربزرگ دلگرمکنندهست؛ همیشه هست، همیشه میمونه، و هیچکی نمیدونه چرا هنوز روشن میشه!
14:29 - 6 August 2026