من برایت نغمه ای از جان کُنَم ای برایت بیت بیت شعر منتا به کی چشم بگذارم روی چشمای پناه و ماْمن و ماْوای من#a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
بیت بیت این غزل هایم فدایِ چشم توآه ای همخانه ی شعرآفرینم، شب به خیر...-شبسیوپنجم
iriمن برایت نغمه ای از جان کُنَم ای برایت بیت بیت شعر منتا به کی چشم بگذارم روی چشمای پناه و ماْمن و ماْوای من#a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشتهبیت بیت این غزل هایم فدایِ چشم توآه ای همخانه ی شعرآفرینم، شب به خیر...-شبسیوپنجم
#پارت_2شعرهای تو از این عشق سخن میگویدگفتنی های شعر تو آیا آبادی استتو اگر در پی احساس منی می بودیو از دفتر عشق حسبی می بردیمی دانستیعشق بی درد و عذابعشق با شرط و شروطبی معناست#a_poem_a_day …Show more
دو سطر ناب عشقم بی گمان استخضاب عاشقی بر من حرام استفتاده ستم به خاک پایت ای جانخرامیدن در آغوشت سراب استبیا و لحظه ای با من قرین شوفراق عشق تو همچون عذاب است#a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
دفتر شعرم رامن ورق می گیرممصرع عشق تو رابا نقطهاز سر خط می گیرم#a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
تمام عمر اگر پای تو باشدبرای تو قدح از خون که باشد فدای تو کنم این جان زارمکه یک آنی دلم سوی تو باشد#a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
بی عشق تو جان میدهم دلگیرم از دنیا چرا هر وقت محتاج توام در خواب میبینم تورا #a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشتههر بار که آمدنت راخواب میبینمنیامدنت بیدارم میکند...-شبسیودوم
من همانم که برایتمیگرفتم در دستجان برایت بر کف اماآن که باید برود خواهد رفتتو چه دانی که همین لبخندت و همین نغمه خوش آهنگ خواب را …Show moreتو مهم بود بمانی ، که نماندی رفتیجان که باید برود، سفت به من چسبیده
کنارت بودن هست رویای دیرینیتمام اشتیاقم را برایت، آیا تو میبینیبه یک لبخند، به یک لیوان چای نوشیدنهمین را دوست دارم عجب رویای شیرینی#a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته"اهل چای نیستم؛ تلخ است.اما تو بگو برایمان چای بیاورند،در کنار تو همه چیز برایم شیرین است."
من او را دوست می دارم گمانم او نمیداند نگاهش میکنم شاید نقاب از دیده بگشاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم #a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
مثل من آیا تو هم دیوانه ایاز غمم آیا تو غافل مانده ایبوی مویت چون طنین انداز شدهم نوای آیه ای چون ساز شدلیلی و مجنون جز افسانه نیستجای ما در خانه و کاشانه نیست از روز ازل بخت سیاهم زار شد و سهمم از عاشقی، پیکار شد#a_poem_a_day…Show more
ادامه شهیندخت آمد و گفت ای ناداندانی که چرا نشد؟ چرا؟ هان؟ گویم که اشتباهت همین بودبشنو از من به چاره کار این بودحیف از لب من که میخورد بر لب پیرای جوان نادان گل گندم را بگیر#a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
ادامه از پیر و جوان، لشکر بر آن شدهمگنان سمت گندمزار روان شدهر کس داشت داس به دستشمیزد به تن گندم و خوشه بدستشآخر که تمام شد دروی همگانیبانگی شد بلند ز سوی جوانیاینگونه چه شد که من جوانم اول نشدم،درو کردم با توانم …Show more
گویند که بود یکی شهیندختوز قامت و روی آن شهیندختعالم همه جملگی به سویشبیخود ز خود و محو رویشروزی به پدر، بگفت ای جانای ملک و زمین تو را نگهبان خواهم که دهم که یک پیامیکس خواست مرا به امتحانیاز پیر و جوان چه فرق استهر کس برد، شوی من آن است…Show more
آرزویم همه این است که من باشم و ایوان نجف همه ذرات وجودم به فدایش به قربان علی شاه نجف #a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
در این سراب بیکسی، آواره و تنها منم غافل از احوال تو و رفیق و آشنا منم گم شده ام در امتداد یک خط وسیع جویای رخنه ی یک شعر بی پایان منم #a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
اینکه از دور، میجویی ز احوالمندانی همینقدرم چه خوشحالممن اگر دورم،تو نروی از یادمکه غمگین و گهی من شادمگه گداری غافلم،شرمنده اتخسته، نادم، افسرده از کارمگو دی دمغ بودی، آیا مانده ایشاید بهر تو من چاره ای سازم#a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
من اگر پرسیدم از حالت، بگوچون به یک آه ت پریشان میشومراه حلی گر ندارم بهر ویرانی توخوب، باشد لیکن حیران میشوم گر نفهمیدم سر و اسرار تو رامن برایت هم درد و درمان میشوم#a_poem_a_day#شعر_و_دلنوشته
بسان شمعی و پروانه ات هستمو هر لحظه تو میسوزانی بالهایم راتمام عمر باید پاسوز تو باشم مننمیدانم هست نثارم عشق تو آیا#a_poem_a_day
گفتند که در مسلک عشق، عقل چه باشد تا رسم بر این بوده و هست، عشق تو باشددر مجلس بزم خوب رویان، دیوانه ترینمتا دل، عاشق و شیدای نگاه اهورای تو باشد#a_poem_a_day