تنی خونین در آغوش حرم رفتدلا دیدی که حاجی زاده هم رفتسرود بی قراری خوانده ام بازچرا از قافله جا مانده ام بازمن آهی سرد و اشکی گرم دارممن از جا ماندن خود شرم دارمنشد روحم ز تن آزاد ای دادنشد این بار هم ای داد بی دادشما ای زندگان هرگز نمیریدشهیدان دست ما را هم بگیرید
