*آن‌چه بودیا هفتاد و سه بزرگ‌تر است یا چهل و هفت؟*عجیب است. نمی‌دانم چند ساعت است که چرتکه می‌اندازم. با ماشین حساب امتحان می‌کنم، با انگشت می‌شمارم، باز چهل و هشت بزرگ‌تر در‌می‌آید! این عجیب‌ترین معادلۀ ریاضی حل شده در یک مدرسه است که در آن هفتاد و سه زورش به چهل و هفت نمی‌رسد!
می‌روم توی سایتی که عکس‌ها را چیده‌اند. روی هر تصویر انگشت می‌گذارم و می‌شمرم. بعضی‌ قاب‌ها دونفره‌اند، یکی مادر و پسر و دختر و یکی دیگر پدر و دختر. هفتاد و سه پسر و چهل و هفت دختر. معلم و والدین و رانندۀ سرویس و تکنسین داروخانۀ کناری، این پکیج اسمش شده دخترانِ میناب.
تا وقتی نرفته بودم دنبال درآوردن تعداد شهدا به تفکیک، خیال می‌کردم چندتایی هم پسربچه بین شهدا بوده! ام‌شب دل‌م می‌خواهد به مظلومیت‌شان خیلی فکر کنم. پسرهایی که تازه موفق شده بودند توی تقویم یک روز را برای خودشان بردارند، روزِ پسر!
اما تاریخ دلش می‌خواهد از فاجعه دخترانه‌ای بگوید که درآن هفتادوسه پسر در خون بغلتند و باز هم یک پسر گم بشود! از همه کوچکترشان که همان شب قبل شمع تولد هفت‌سالگیش را فوت کرده. از خودش چند قطره خون باقی گذاشته بر روی یک ژاکت و لنگه کفشش را. و این تمام چیزیست که از پسرها در جنگ میماند. ما کان=آن‌چه بود
03:12 - 23 April 2026