داش وقتی اون سس خرسی لیدرشون (زنشو نمیتونه جمع کنه) میره کتابخونه عکس میگیره که بگه من دو تا کتاب میخونم و اون ممضا چمدونی که تا یه ترقه میزدن فرار میکرد که دوتا کتابم نخونده و همچنین پدربزرگش که تاپاله جم کنه سفارت هلند بیش نبود رو دانا و عالم و توانا و ابرقدرت میدونن چه انتظاری داری😂😭
