🇮🇷🔥🇺🇸🚩سال ها پیش ظریفی شاد با طرّاری بادرفتند دعوا(#مذاکره)#ظریف می خورد و می خندید#طرّار می زد و می غُرّیدظریف در پایان هر پاره شدن، می گفت:حالا نوبت من است که بزنمدر ضمن اصلاً درد نداشت😵💫ریش بُزی فکر می کرد؛ دعوا نوبتی است🐐و...
...و به خیرخواهانشمثل کروکودیل حمله می کرد🐊و حین خنده مثل اسب آبیبرقشان را کرگدنی می کرد🦏⚡🚨دختر خر ما تو دخل و خرج خیط کاشته بود📌خلاصه:سپر عقب ماشین جلویی زد به سپر جلو ماشین عقبی🤔