یجا میرزا زاده میگه:چشم و ابروی تو بیت الغزل صورت توستزلف تو آمده تکرار مضامین نشودولی صائب خوب جوابی داده:)صائب یک عمر میتوان از زلف یار گفتدر بند این مباش که مضمون نماندهست🫠
بعضی موقع ها خیلی فکر میکنم چطور حالم رو بیان کنم؛چطور دردم رو بگم؛چطور درگیری ذهنیم رو توصیف کنم؛چطور به یکی بگم که بتونه درک کنه؛ولی آخر فقط یک کلمه میگم بهش و میسوزم:هــعی!
گاهی ذهن به قدری فشار میکشهکه حوصله هیچکس رو ندارم و حرفاشون فقط بیشتر اذیتم میکنهحتی اونی که واقعا دوسم داره:)!معمولا این حالت ها با حرف درست نمیشن،نیاز به بغلی هست که تا صبح در اونجا گریه کرد؛برای دردبرای غمبرای دلبرای عشقبرای عقلو برای زندگی...💔