نشسته بودم لب جدول روپوش دستم بود تا بیان دنبالمدختره دور خیابون با ماشین میگشت دور داد میزد دکی بیا خوبم کن منم یه لبخند احمقانه ای میزدم بهش :)
@Shivaee13 May 2026Replying toچرا اینقدر خشن 😅من خندم میگرفت براشون دستم تکون دادم بیشتر میگفتم خوش بحال سرخوشیشون 😅