((من آمدم که نباشممن آمدم که تو باشی))بااحترام اشکالات عدیده ای به این شعروارداست:درابتدا همان((من))اول آن است که میتوانست نباشدودوم اینکه دوباره این((من))تکرار شده است و ...این یکی از اشکالات اساسی دوران مدرنیته است که اشخاص به دنبال شهودات شخصی خودهستند وبه تبع آن جمعی رابه دنبال خودمیکشانند