برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگپس از این لحظه‌های بی‌امان زخمی خون‌رنگتو را بعد از عبور دود و آتش، اشک می‌ریزمپس از پیروزی نور حقیقت بر شب نیرنگگرفتیم این زمان رو به سر دشمن فلاخن راصبوری کن دلم، باید که اکنون سنگ باشی سنگ
غمت را مشت کن بر قلب اهریمن بزن آنسانکه دیگر برنخیزد «هایی» از آن طبل مرگآهنگغمت را نیزه کن پرتاب کن آن‌سان که بی‌وقفهبیندازد پی تاتارها فرسنگ تا فرسنگتمام ابرها را دانه‌دانه گریه خواهم کردولی وقتی گذشتیم از خم این جاده‌ی دلتنگ
16:30 - 3 May 2026

3 Reactions
119 Views