یا امام رضا نسیم قدسی یکی گذر کنبه بارگاهی که لرزد آنجاخلیل را دست ذبیح را دل مسیح را لب کلیم را پانخست نعلین ز پای برکن سپس قدم نه به طور ایمنکه در فضایش ز صیحه لَن فتاده بیهوش هزار موسیز آستانش ملایک و روح رسانده بر عرش صدای سبّوحبه خاک راهش چو شاﺓ مذبوحرُسُل به ذلت همی جبین سا ...