سقوط نقاب نفاق؛ تجلی حقیقت در طوفان جنگ رمضانسوره انفال، آیه ۳۷لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ يَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ تا خدا ناپاكان را از پاكان جدا كند، و ناپاكان را روى يكديگر گذارد، پس همه را متراكم و انباشته سازد و يكجا در جهنم قرار دهد؛ [به راستى] آنانند كه زيانكار واقعى اندجامعهی ایران، مانند هر بدن زندهای، مجموعهای از اجزای متفاوت است. در لایههای عمیق این جامعه، دو نوع وجود زیست می کند. یک سلولهای سالم به مثابه کسانی که با خون، ایمان و ایثار، حیات بدنهی کشور را تأمین میکنند. اینها همانند رزمندگان جبهههای جنوب و غرب، زنان خانهداری که در جبهه داخلی ایستادگی میکنند، و دانشمندانی هستند که در خلوت، برای اقتدار کشور تلاش مینمایند. دوم انگلهایی وجود دارند که از عصارهی این جامعه تغذیه میکنند. کسانی که در آرامش، خود را به دلسوزی میزنند، اما در حقیقت، انرژی حیاتی جامعه را برای منافع شخصی مصرف میکنند.در روزهای پس از حملات هوایی ۹ اسفند ۱۴۰۴، سلول های سالم در تکاپو برای نجات وطن بودند.در مقابل انگلها، در لحظات بحران به جای دفاع از بدن (جامعه)، به دنبال راهی برای نجات خود یا ضربه زدن به قلب تپندهی آن هستند. جنگ رمضان، اگرچه دردناک بود، اما مانند یک جراحی سخت، انگلهای نفاق را از بدنهی جامعه خارج کرد. این جامعه آموخت که دشمن اصلی، فقط آن سوی مرزها نیست، بلکه هر نیرویی که در لحظات سخت، به جای همدردی، به دنبال فروپاشی باشد، دشمن درون و انگلی است که باید از بدنهی سلامت جامعه دفع شود. این جنگ، آزمون تمییز خبیث از طیب هست.
12:26 - 17 اردیبهشت 1405