🔸نبرد تمدنها در قرن پانزدهم؛ فروپاشی ناتو در برابر جنگ نامتقارن ایران🔷 ما در دورانی تاریخی زندگی میکنیم که امام شهید سید علی خامنهای، آن را قرن اسلام و ایران نامیده است. این قرن با تحولات شگرفی همراه بوده؛ از شکست استراتژیک آمریکا و متحدانش در افغانستان تا اخراج قدرتهای غربی از نیجر و تغییر موازنهها در اوکراین و غزه. به باور بسیاری از تحلیلگران، این تحولات نشاندهنده پایان دوران سلطه مطلق غرب و آغاز عصر جدیدی است که در آن نظم جهانی دستخوش دگرگونیهای بنیادین شده و بازیگران جدیدی بر صحنه ظهور کردهاند.🔷 مهمترین رخداد تمدنی چهارصد سال اخیر، «انتقال قدرت» از غرب به شرق کره زمین است؛ پیشبینیای که دههها قبل توسط آیندهپژوهانی همچون واتسون مطرح شد و امروز محقق گشته است. در این گذار تاریخی، کشورهایی مانند ایران، ترکیه و مکزیک به عنوان قدرتهای کلیدی شناسایی شدهاند. همزمان، جهان وارد یک «جنگ سرد جدید» شده که سه کانون اصلی تنش در اوکراین (روبروی روسیه)، تایوان (روبروی چین) و فلسطین (روبروی ایران) دارد. سرنوشت این سه نقطه جوش، تعیینکننده بقا یا زوال ابرقدرتهای فعلی و ظهور قدرتهای نوظهور خواهد بود.
🔷 در پاسخ به این تغییر موازنه، غرب تلاش کرده با تشکیل سه حلقه ناتو (اروپایی علیه روسیه، عربی علیه ایران و آسیایی علیه چین) جلوی نفوذ رقبای خود را بگیرد. اما در برابر این ساختار تهاجمی، مکتب امنیتی ایران و تشیع رویکردی متفاوت دارد که به «صدف و مروارید» تشبیه میشود. همانطور که صدف در برابر ورود ریگ مزاحم منفعل نیست بلکه آن را به مروارید تبدیل میکند، ایران نیز در برابر تهدیدات و جنگهای تحمیلی، با اتکا به تفکر بسیجی و مقاومت، تهدیدها را به فرصتهایی برای رشد و تولید قدرت بازآفرینی میکند.🔷 جنگهای اخیر، به ویژه نبرد دوازده روزه و درگیریهای ماه رمضان، ماهیت جنگ را از «تمامیت ارضی» به «حاکمیت» تغییر دادهاند. در این نبردها، اثربخشی بر کارآمدی غلبه کرد و مشخص شد که ساختارهای کلاسیک نظامی غرب و سامانههای پدافندی پرهزینه آنها در برابر جنگ نامتقارن ایران ناکارآمد هستند. موشکها و پهپادهای بومی ایران با هزینهای ناچیز در برابر هزینههای سرسامآور جنگافزارهای آمریکایی، ثابت کردند که دکترین نظامی متکی به تکنولوژی صرف، بدون پشتوانه انگیزشی و استراتژیک، قادر به مهار ایران نیست.🔷با وجود چیدمان شش لایه نظامی آمریکا در منطقه و سناریوهای مختلف برای حمله زمینی یا خرابکاری، واقعیت میدانی نشان میدهد که نیروهای پیادهشونده غربی آسیبپذیرند. تفاوت بنیادین در «انگیزه» است؛ سرباز آمریکایی انگیزهای برای جنگ در خاک ایران ندارد، در حالی که انسان ایرانی با انگیزه دفاع از وطن، دین و مردم پایدار میماند. متأسفانه عدم تبیین صحیح این واقعیتها توسط رسانهها و دانشگاهها باعث شده ابعاد واقعی ضعف ساختاری دشمن و قوت استراتژیک ایران برای افکار عمومی به درستی روشن نشود.
14:16 - 6 April 2026