🖤جانا! سخن از فراق توست که در فراق، جز حدیث فراق نه در دل میگذرد و نه بر لب میآید. با ما بگو که باید کرد که جان مانده است و محبوبِ جان رفته است!؟ حال بازگو که با این سر پر درد و جان پریشان چه کنیم!؟ رحم آور ای عزیز ما! ای نفس گرمت، قوت قلبهای ما؛ تو بگو با این قلوب منکسر تا پایان عمر چه کنیم!؟
🥀مردمان در سوگ فراقت، جان را اشک میکنند و از چشمان فرو میریزند تا التیام یابند اما دریغ! دریغ و درد! ⚫️اینک آن تابوت سبز، نگین گرانقدر انگشتری است و مرکز توجه دلهای گداخته؛ و آن عمامه سیاه، نقطه خال گرفتاریِ گرفتاران عشق است:من به خال لبت ای دوست گرفتار شدمچشم بیمار ترا دیدم و بیمار شدم
💧حقیقتاً گریه موهبتی است که راه صبر را هموار میدارد وگرنه با ما بگو که داغ تو را چگونه تاب آوریم! "فارَ التَّنور"، در وصف ماست که چشمههای اشکمان از عمق قلبهای آتش گرفته میجوشد...
11:22 - 6 July 2026