📌کهکشان انساننشین | قسمت سوم:
[غربت گورستان آرزوهای ناتمام]بیدار شوید ای آرزو های ناتمام!بیدار شوید که میهمان دارید، آرزویی دیگر در اوج نیاز، از دست رفت...پذیرا شوید این میهمان جدید را.نمیدانم در پس خاتمه نیافتن های زندگی ام چه دلیل و حکمتی بسان کوه ایستادهنمیدانم این دنیا چه جوابی دارد به منِ خسته از درد بدهد.
اصلا جوابی هم دارد؟ مثلا میخواهد در چشمانم زل بزند و چه بگوید؟ بگوید ببخشید که قلبت رنج دید؟ یا بگوید ببخشید که در نیمهء راه حقیقت را به صورتت کوباندم و مثل کودکی که نخ بادبادکش از دست داد، زیر آسمان خیره گذاشتمت؟بالای سر چند قبر دیگر باید اشک بریزم؟برای چند آرزوی دیگر باید فاتحه بخوانم؟
اینجا چرا خبری از ذوق رسیدن نیست؟چرا هر حکمتی که هست، در نرسیدن است؟تو چه میدانی از زجر دل کندن؟ از غم ترک شدن؟از خاموشی ستاره ها در اوج روشنایی شب...
در این گوشه از کهکشانِ انسان نشینیا باید خودت زیرِ بغل خودت را بگیری و غبار گورِ آرزو هایت را از رختِ تنت بِتِکانی؛ یا آنقدر چشم به پروانه های مُرده دلت میدوزی تا کمکم تمام شوی..._آنیل
پ ن: چطور بود؟ نظرتون مهمه واسم🤍راستی من محدود شدم، میشه بازنشرش بزنید؟ :)تو چنلم، جمعمون جَمعه ها♡https://ble.ir/Anilhastm 23:55 - 12 May 2026