مشخص نیستم ، مثل یه ویروس . معلق ، بی چیز ، مرز بین حیات و ممات .هفته گذشته که دستم رسید به گره های ضریح به لحظه ای چسبیدمش و اشک هام از کاسه ی چشم قل قل . این اتفاق دیروزم تو مطب دکتر درمانگاهم افتادوقتی ازم پرسید مشکل چیه در جواب اشکام بازم جوشیدن و بهش گفتم حس میکنم روی قلبم مواد مذاب ریختن .
21:21 - 8 August 2026