در هیاهویِ خاموشِ ثانیههاآنجا که واژهها به پایان میرسندلبهایتسرخیِ طلوعی بودکه بر بومِ سپیدِ تنهاییام نشست؛بوسهایبیهیاهو، بیکلاماما به وسعتِ تمامِ حرفهایِ نگفتهمانکه در گندمزارِ روحجاودانه شد.
Replying toدر هیاهویِ خاموشِ ثانیههاآنجا که واژهها به پایان میرسندلبهایتسرخیِ طلوعی بودکه بر بومِ سپیدِ تنهاییام نشست؛بوسهایبیهیاهو، بیکلاماما به وسعتِ تمامِ حرفهایِ نگفتهمانکه در گندمزارِ روحجاودانه شد.