چه حسرتی که برای نبود کام کشیدمکسی نبود نشستم هزار جام کشیدمگَهی به زور خیال و ‌گهی به زحمت رویابرای روی تو منت ز هر کدام ‌کشیدمنیافتم لب میگون سراغ باده گرفتمحلالِ من نشدی منّت حرام‌ کشیدمبسوخت ریشه هر آرزویِ خام‌ در این دلز‌ بسکه آه از این سینه صبح و شام کشیدم#شعر
00:44 - 29 June 2025

2 Reactions
3456 Views