یک بیت شعر مارو مهمون می کنید!.
@Assemann25 June 2025Replying toآمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟💔!
@majhool_11025 June 2025Replying toاز همان روزی که گفتی اهل چای و قهوهامکافه گردی میکنم شاید تو را پیدا کنم .
@Assemann25 June 2025Replying toماهم آمد به در خانه و در خانه نبودمخانه گویی به سرم ریخت چو این قصه شنودم💔
@majhool_11025 June 2025Replying toمو سیاه ، ابرو سیاه ، چشمان پر جادو سیاههر دفعه میبینمش چشمم سیاهی میرود .
@Assemann25 June 2025Replying toدر جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبریست ورنه هر گبری به پیری میشود پرهیزگار(اینو خیلی دوستش دارم)
@majhool_11025 June 2025Replying toریشه های فرشمان را داشتم می بافتمدستم عادت کرده از بس بین مویت بوده است .
@majhool_11025 June 2025Replying toتو غزل خیزترین مزرعهی احساسیبه گل روی تو از فاصلهای دور سلام .