وای صندلی های کنکور تیر منم همینجوری بود مضخرف ترین صندلی های ممکنن😭💆♀️من اینقدر محو دفترچه ها بودم صدا نمیشنیدم ولی مراقب بخاطرخانوم اومد زد رو شونه ام و در خواستش رو گفت😀🫴-بعد کنکور هم من داشتم جواب میدادم به مادر کهچرا ریاضی گند زدم اون شوشو جانش اومد با دسته گل دنبالش😭😂
اون دختره رو اعصاب که سر جلسه کنکور، از استرس پاشو تکون میداد، بعد صندلی من و اون ازین بیمارستانیها بود که کنارهم و متصل بهم بودن، منم باهاش ویبره میرفتم، هی باید تذکر میدادم:)))😭😂



