🦋🦋🦋#وکیل_مدافع_باراننمیدونم محرم سال نود و پنج بود یا نود و...چه فرقی میکنه؟یکی از همون محرمایی، که بود.از رأیت العباس(ع) به جای اینکه بره هیئت خودمون کمک، یکراست اومد خونه، چشماش کاسه خون بود. نذاشت حرف بزنم دستم رو گرفت دنبال خودش کشوند تو اتاق هاج و واج نگاش میکردم. یک دقیقه سکوت کرد