««داستان کوتاه »»هندسهی دلتنگی در خطِ ثُلثخورشیدِ عصرگاهی از میان شیشههای اُرسیِ رنگورورفتهی حجره، منشوری از نورهای سرخ و لاجوردی را بر فرشِ نخنمای کاشان پاشیده بود. حجره، بوی غلیظِ دواتِ لیقهای، کاغذهای کاهیِ آهارخورده و چوبِ گردو میداد. «میرزا یوسف»، خطاطِ چیرهدستی که چین و چروکهای پیش…Show more
