تابستون اون زمان لذت داشت میرفتی تو کوچه از ۲ ظهر تو گرما تا ۸ شب بازی و تماشای غروب آفتاب در آخر روز . مثلا تنها دغدغهمون پاره بودن لایهازون بود. مثلا تنها دغدغهمون این بود چطوری بریم بالا آب بخوریم که مامانمون باز بزاره پایین و وهای دیگه که فقط میشه پاش غصه خورد.
39 KB