دلتنگی،همان حفرهی سیاهیست که در جانم دهان باز کرده و بیوقفه،خاطراتت را مثلِ ورقهایِ یک کتابِ قدیمی میبلعد؛من اما هنوز در میانِ همین تاریکیِ مطلق،به دنبالِ ردِ پایی از تو میگردم،بیآنکه بدانم این جاده،به کدام ناکجاآباد ختم میشود.از من بمونه برات؛