خانومی تعریف میکرد بعد از عقدم برای اولین بار شوهرم به خونمون اومده بود و در سالن با هم گرم صحبت بودیم...مادرم اومد و یک کیک خوشگل خونگی برامون آورد :بعد از اینکه کیک رو خوردیم از شوهرم پرسیدم: کیک چطور بود؟ از لبخندش فهمیدم که از کیک خیلی خوشش آمده...
بهش گفتم اینو خودم درست کرده ام و انشالا بعد از عروسی خیلی از اینها درست میکنمشوهرم نگاهی بهم انداخت و چیزی نگفت بخودم گفتم چه پر رو حتی تعریفی ازم نکرد رفتم از مادرم پرسیدم مامان اون کیکو از کجا آوردی؟ مادرم گفت شوهرت با خودش آورده بود😐🤣
دیگه به سالن برنگشتم و به مادرم گفتم بجای من ازش خداحافظی کن و بگو روز عروسی می بینمت😭😂
14:29 - 22 February 2024