با احترام به دغدغۀ عمیق شما دربارهٔ حجاب و ارزشهای الهی،به نظر میرسد آنچه امروز با عنوان «ولنگاری» یا «بیحجابی» شاهد آن هستیم، ریشه در ناکارآمدیِ تدریجیِ روشهای مدیریتی و فرهنگیِ سالهای اخیر دارد؛ نه اینکه صرفاً یک جریان یکشبه باشد. بسیاری از مردم، از ۱۴۰۱ به این سو، احساس کردند صدایشان در مسیرهای رسمی بهدرستی شنیده نمیشود و این احساسِ نادیده گرفته شدن، به فاصلهای بزرگ بین مردم و حاکمیت انجامید.شاید آنچه امروز به چشم میآید، نه «فتحِ سنگر» توسط یک جبهه، که حاصلِ «خالی ماندنِ سنگرِ گفتگو و اعتماد» باشد. > از خواص و مسئولان فرهنگی انتظار میرود با روشهای حل مسئله یعنی گفتگوی صریح با مردم، پرهیز از تنبیه های احساسی، و بازتعریفِ نقشِ دین در فضای عمومیِ متنوع امروز وارد میدان شوند؛ اما این روشها وقتی مؤثر خواهند بود که پیش از هر چیز، به جای سرزنشِ یکدیگر، به بازسازیِ پلهای اعتماد بپردازند. دلِ همهٔ ما برای جامعه ای میسوزد که هم کرامت انسانی حفظ شود، هم حریمهای دینی پاس داشته شوند. بیایید از این پس، بجای تماشای تلخِ فاصله ها، به فکرِ راههای مشترکِ نزدیک شدن باشیم.چرا این نسخه اثرگذارتر است؟1. تخریب ندارد؛طرف مقابل را متهم به «خیانت» یا «خائن» نمیکند، بلکه به «ناکارآمدیِ روشها» اشاره دارد که قابل تغییر است. 2. همدلی میآفریند؛احساسِ نگرانیِ نویسنده را تأیید میکند و میگوید «دلِ همه میسوزد». 3. راه حل میدهد؛بهجای اینکه بگوید «تو کار نکردی»، میگوید «بیایید کاری کنیم».4. زبانِ «ما» بکار میبرد؛نه «شما مسئولین» و نه «آنها»، که «همهٔ ما» در این مسئله سهیم هستیم.