نگاهی به رمان «خار و میخک» شهید یحیی سنواردر فضای سیاسی، بارها این سؤال مطرح میشود که چرا طرف غربی –بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی– با وجود کارشکنیهای پیاپی، همچنان بر برگزاری دورهای تازه مذاکره اصرار میورزند. برای یافتن پاسخ، شاید بهتر باشد نگاهی به تحلیلی عمیقتر بیندازیم؛
سنوار در رمان خود، فقط به جنگ مسلحانه نمیپردازد؛ او یک الگوی فرسایشی را هم تشریح میکند که به باور او، در قضیه فلسطین بارها تکرار شده است:· مذاکرات طولانی و نشستهای بیپایان· میانجیهای متعدد که فقط زمان میخرند· تغییر ناچیز در واقعیت میدانی، اما تغییر محسوس در روحیه مقاومت
از نگاه سنوار، غرب مذاکره را بخشی از نبرد میداند، اما نه برای رسیدن به توافق عادلانه؛ بلکه بهعنوان ابزاری برای فریب و وقتکشی. در این الگو، طرف مقابل بهراحتی قول میدهد، بهراحتی پیمانشکنی میکند و وقتی طرف مقاوم واکنش نشان میدهد، ناگهان یک میانجی جدید وارد میشود تا آرامش را برگرداند
و دوباره چرخ مذاکره را به حرکت درآورد.نکته کلیدی از نظر سنوار این است که دشمن یقین دارد که طرف مقاوم، اهل دروغ نیست و پای تعهد خود میایستد؛ بنابراین با خیال راحت، دروغ را تکرار و عهدشکنی را عادی میکند، چون میداند که باز هم فرصت مذاکره تازه خواهد بود.
وصیت سنوار در پایان رمان، خلاصه این نگاه است:«دشمن میخواهد ما از مقاومت دست برداریم و مسئلهمان را به مذاکراتی بیپایان تبدیل کند.»از این منظر، اصرار غرب بر مذاکره نه از سرِ صلحخواهی، بلکه تاکتیکی برای خستهکردن، سرگرمکردن و متوقفکردن
پیشرفتهای میدانی مقاومت ارزیابی میشود. تجربهای که سنوار از سالها اسارت و مبارزه استخراج کرده، برای تحلیلگران مسائل منطقه، چارچوبی هشداردهنده اما روشنگر به جا میگذارد
14:22 - 23 June 2026