برای یه کار اداری رفتم دانشگاه شیراز. صف بود و شلوغی همیشگی، ولی مسئول اون بخش با لبخند و حوصله جواب داد. حس کردم هنوز میشه امید داشت به آدمهایی که کارشونو درست انجام میدن. انتظارم طول کشید، اما آخرش با حال خوب برگشتم. هم کارم راه افتاد، هم دلم گرم شد به رفتار درست.