هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکیبه دلپذیری نقش نگار ما نرسد..
Replying toهزار نقش برآید ز کلک صنع و یکیبه دلپذیری نقش نگار ما نرسد..
Replying toدلی که غیب نمای است و جامِ جم داردز خاتمی که دمی گم شود، چه غم دارد.
Replying toدیری است ز اشیانه جدا ماندهای «امین»غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن
Replying toنرفت تا تو برفتی خیالت از نظرمبرفت در همه عالم به بی دلی خبرم(بعد یه روز غیبتم )
Replying toمیان عاشق و معشوق هیچ حائل نیستتو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
Replying toزندگی در بندوقید رسم عادت مردن استدست، دستِ توست، بشکن این طلسم ننگ را
Replying toاز دگر خوبان تو افزون نیستی!گفت: خامش، چون تو مجنون نیستی
Replying toیکی شکسته نوازی کن ای نسیم عنایتکه در هوای تو لرزنده تر ز شاخه بیدم.
Replying toمرد باید که جفا بیند و منت داردنه بنالد که مرا طاقت بدخویان نیست
Replying toتا جهان باقی و آئین محبت باقی استشعر حافظ همهجا ورد زبان خواهد بود
Replying toدوستان! قیمت صحبت بشناسید که چرخدوستان را زِهم انداخته بسیار جدا..