یه نفر تعریف میکرد که یه بار صبح از خواب پا میشه چشماش رو باز میکنه می بینه یه جن بالا سرش روی هوا معلق ایستاده داره بهش نگاه میکنهاین از ترس زبونش بند میاد و تا بخواد بیاد ایت الکرسی چیزی بخونه فراریش بده ذهنش قاطی میکنه سرود ملی میخونه جن که می بینه این نزده داره می رقصه میزاره میره#طنز