بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ#اِقْــــــــرَأْ ...ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾سرود الفبای نوربه بهانه: چشم به راه مهربه قلم: فتحعلی علوی سوق مهر آغاز ساده ی پاییز نیستمهر روز تولددوباره ی آدمی استویراست ۱ از ۲پدرم درآن صبح روشننه تنها بسته ی کوچک درسکه سرنوشت مرا دردست گرفت
و تا آستانه ی دبستان محمدی سوق برداو مرا با خود برد اما خود بازنگشتدر من ماندبه اندازه‌ی یک عمر ایستادگیو مادرم پیش از آن که مدرسه مرا بخوانددر چهارسالگی‌امبا زمزمه ی#بسم_الله و #الف_لام_میممرا به مدرسه ی عشق بردجایی که حروف بوی #بهشت می‌دادندو سکوت سرشار از #نیایش بود
و شما آموزگاران دبستان منکه هر صبح بر لوح ساده ی ذهنمنخستین نقش‌ها را زدیدشما معماران بی‌نام ماندگارترین بناییداکنون منوام‌دار دستی‌ام که راه #نشانم دادو صدایی که حروف را در گوشم #نیایش کردو نگاهی که به من #باور دادمهربا شما آغاز شدو منبا شما هنوز آغاز می‌شوم
به نام خداوند جان وخردکز او حرف‌ها جمله معنابردالف قامت مهر است درآغوش بادایستاده چون سرو در سکوت سبز ازلب بارش باران است بر بام بی‌تکرار بودنبیداری باغ نگاه درنخستین نفس صبحپ پروانه‌ای است که از پرده ی ظلمتپرسش نور می‌کند و پر می‌گشاید به پرواز پاکت تیغ توحیداست که تیرگی رامی‌تراشد
تا تندیس حقیقت از سنگ سکوت برآیدث ثانیه‌ای است که ثریا را در خاک می‌کاردو از ثنای خاموشی ثروت یقین می‌رویاندج جامی است که جهان را در جرعه‌ای جوهر می‌کندجاری جاویدان جان در جویبار جست‌وجوچ چشمه ی چکامه است که از چین خیال می‌جوشدچراغ چشم انتظاری در چهل‌چراغ دل
ح حس حضور حق است در هوای نرم نگاهحیات حرف که از حلقه ی حنجره می‌گذردخ خورشیدی است که خاور را در خویش می‌تابدو از خاکستر خاموشی خلاقیت می‌زایدد دریچه‌ای است از دل به دریاهای داناییدمی از دیروز به دفتر فرداذ ذره‌ای است که در ذکر ذوالجلال را می‌جویداز ذوق دیدار ذهن را ذوب می‌کند
ر راز رهایی است که در ریشه‌های خاک نهان استراهی از رگ برگ تا رفعت رستاخیزز زمزمه ی زلف شب است از زخمه ی ستارهزلال زندگی در زاویه ی زیباییژ ژاله‌ای است که در غربت واژه‌ها می‌درخشدنایاب‌ترین نت نغمه ی نارفتهس سرو سحر است که در سایه ی سلام قامت کشیدهسکوت سبز ساحل در سیل سیال صوت
ش شبنم شوق است که بر شانه‌های شب می‌نشیند شراره‌ای از شمس در شریان شهرخاموشص صبح صادق است که از صدف سکوت می‌دمدصفای صبر در صحرای بی‌صداییض ضیای ضمیر است که بر ضیافت جان می‌تابدنوری در کنج تنگ تضادط طوبای طرب است که در طوفان تردید می‌رویدطراوت طراز عشق در طبله ی طاقت...ادامه دارد
14:34 - 7 September 2026



2 Replies