گفتار پیاده شده مربوط به ۹ نوامبر ۲۰۲۵:تنها راهی که از نظر تئوریک ممکن به‌نظر می‌رسد، ساختن حکومت اتحادیه‌ای است: اتحادیه‌ای خاورمیانه‌ای که در آن نقش دولتِ ایرانی پررنگ باشد؛ جایی که با یک «چسب بزرگ‌تر»، چسب‌های کوچک‌تر را نگه دارند، وحدتی در کثرت ایجاد کنند، ادارات محلی–استانی شکل بگیرد و از
بعد از این توئیت امریکا و توهین به مام میهن، نشستن پشت میز مذاکره ترامپ نهایت عادی سازی وطن فروشی استتیم دیپلماسی تا زمان عذر خواهی رسمی دولت آمریکا هر گونه مذاکره را لغو کند
تهران تا اورشلیم پیوند ساختاری ایجاد شود. فقط در چنین ساختاری است که می‌توان از نظر نظری، امکان ایجاد نظم را تصور کرد.اما این طرح، در عمل ناممکن است. ساختن دولت اتحادیه‌ای نیازمند نهاد، تاریخ، مرکزیت سیاسی، شبکه اجتماعی پایدار و توان مدیریت تضادهاست؛ و هیچ‌کدام از این‌ها در جامعه ایران یا در منطقه
وجود ندارد. در غیاب توارث نهادی و با حضور طبقه حاکمه فاسد، اتحادیه سیاسی فقط یک طرح کاغذی است؛ نه امکان اجرا دارد و نه ظرفیت اجتماعی‌اش موجود است.همین نگاه خیالی است که باعث می‌شود «بلندنظران»، «گردن‌فرازان»، «گیسوکمندان» و سایر «احزاب خیالی» ساخته شوند؛ اسامی مضحکی که بیشتر شبیه لطیفه‌اند تا حزب.
احزابی که نه پایه اجتماعی دارند، نه عمق تاریخی، نه سنت سیاسی، نه برنامه و نه بنیان نظری؛ فقط نام‌هایی توخالی‌اند که قرار است «نهاد سیاسی» را تقلید کنند.تفاوت ایران دقیقاً در همین‌جاست: نیروهای درونی ساختار جمهوری اسلامی، علی‌رغم فساد، رانت و ماهیت رانتی–امنیتی، پایداری شبکه‌ای دارند؛
شبکه‌هایی گسترده، درهم‌تنیده و برخوردار از منافعی واقعی. این نیروها مانند نیروهای سوریه نیستند که بتوانند با یک آلترناتیو از بالا کنار گذاشته شوند. به همین دلیل، نه امکان جنگ داخلیِ «کنترل‌شده» و نه امکان انتقال مدل سوریه به ایران وجود دارد.در نتیجه، ایران در نقطه‌ای ایستاده است که نه می‌تواند
الگوی سوریه را تکرار کند، نه الگوی عراق را، نه قادر است مدل آمریکایی یا مدل اتحادیه‌ای را پیاده کند و نه طبقه حاکمه حاضر است کوچک‌ترین عقب‌نشینی بدون تضمین داشته باشد. این تضادها و شکاف‌ها، همان پایه ی بازی خطرناک، پرتنش و سراسر بی‌ثباتِ امروز ایران است.
19:13 - 23 May 2026