3 خرداد 1405
دیگر خبری از "می‌گذرد" نبود؛ هر غمی آمد کماکان ماند...
با بار غمی که روی دوشم مانده‌ستبر کوه اگر تکیه کنم، می‌ریزد...
23:26 - 3 خرداد 1405



4 Replies

Profile picture of ‌Reza Gholami‌
@Reza3009gholami3 خرداد 1405
دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفتچشمم افتاد به چشم تو، ولی خیره نماندشعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفتجز خودم هیچ کسی در غم تنهایی منمثل فواره سر گریه به دامان نگرفتدل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولی…Show more

Profile picture of ‌Reza Gholami‌
@Reza3009gholami3 خرداد 1405
ای که رفتی و زِ من دور چه غوغا شده استدر دلِ من غَمِ هجران چه هویدا شده استچشمِ من از غمِ دوری شده پُر از بارانخانه بی‌تو همه ویران و سیه‌جا شده استیادِ تو در دلِ من ماند چو نقشی زیباجانِ من از غمِ دوری چه شیدا شده استدر شبِ تاریکِ من به تو می‌اندیشمدر دلم آتشِ عشقت چه بر پا شده است

Profile picture of ‌یاسین‌
@Adolfak4 خرداد 1405
ای کوه تو فریاد من امروز شنیدیدردیست در این سینه که همزاد جهان است

Profile picture of ‌•°☆ مٌنْتَـظِر ☆°•‌
@yazahra40654 خرداد 1405
سیدمهدی ابوالقاسمی :این دل که گاه می‌زند آتش به هستی‌امکارش فقط تپیدن اگر بود خوب بود