💠مسیر قهرمان، از سلوکِ انیمهای تا شانسِ مارول!🔹یکی از بحثای مهم در #فیلمنامه و شخصیتپردازی، اینه که قهرمان چجوری قهرمان میشه. این «سیر قهرمان شدن» به مخاطب خط میده که اگر میخوای رشد کنی، باید این مسیر رو طی کنی
🔹در آثار مارول، معمولا قهرمان شانسی قهرمان میشه و هیچ زحمتی برای قهرمان شدن نمیکشه. اسپایدرمن رو یه عنکبوت شانسی میگزه، هالک رو با یه تزریق، ناخواسته تبدیل به یه هیولا میکنن، کاپیتان امریکا هم همینه و مرد آهنی هم خودش چیزی نیست، با #تکنولوژی قدرت پیدا میکنه
🔹اما در آثاری که یه مقدار تفکر بیشتری پشتشه، اینطور نیست؛ مثلا در #انیمه شیطانکش، یک قسمت اختصاص پیدا کرده به اینکه تانجیرو با کمک ارواح مبارزان، بتونه اون سنگ بزرگ رو با شمشیرش ببره و با تمرکز، آموزش توسط استاد و تلاش، تبدیل به قهرمان میشه
🔹یا مثلا در انیمه فولمتال آلکمیست، آلفونس و ادوارد رو میندازن توی جزیره تا مفهوم عمیق «یکی همه است، همه یکی است» رو متوجه بشن. یه قسمت مفصل در مورد رشد این شخصیتها و پی بردن به #راز هستیه، که باعث میشه قدرت درونیشون فعال بشه
🔹قهرمانپردازی اتک آن تایتان یه چیزی وسط این دوتاست؛ نه نگاه #شرقی خالص داره که با تلاش و #تمرکز و آموزش، باید به خودشناسی و شکوفا شدن رسید و نه مثل مارول همه چیش شانسیه. قدرت تبدیل شدن به تایتانها رو از پدرش میگیره، اما برای مهار این قدرت باید روی خودش کار کنه
🧿طبیعتا نگاه شیطانکش و فولمتال خیلی به واقعیت نزدیکتره هر چند پارادایم #فلسفی و دینیش دقیق نیست؛ اما به هر حال رشد و شناخت درون، یه پروسه داره و خلق الساعه اتفاق نمیافته. باید با «تمرکز» روی هدف، رفتارها رو جهتدهی کرد تا به خودشناسی برسیم
🔹اگر دور و برمون رو نگاه کنیم میبینیم که آدم حسابی کم شده؛ چرا؟ چون سیر #قهرمان شدن بین ماها اسپایدرمنی تبلیغ میشه. توقع داریم با یک ذهن آشفته، از آسمون دانش و تعالی و پول و... بیافته تو کاسمون، که اساسا یه نگاه مارولزده و ضد نگاه اصیل شرقیه📍مطلب مرتبط:قانون جذب و فیلمهای ماروِل